<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>یادداشت‌ها on بهزاد شکوری</title><link>https://behzadshakouri.ir/categories/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7/</link><description>Recent content in یادداشت‌ها on بهزاد شکوری</description><generator>Hugo</generator><language>fa-IR</language><lastBuildDate>Tue, 20 Oct 2026 20:00:00 +0330</lastBuildDate><atom:link href="https://behzadshakouri.ir/categories/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>هنر رندانه قضاوت کردن/نکردن</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/judgment-management/</link><pubDate>Tue, 20 Oct 2026 20:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/judgment-management/</guid><description>&lt;p&gt;جمله‌ی «قضاوت نکن» رو زیاد شنیدیم. انگار یه قانون طلاییه که همه باید رعایتش کنن. ولی اگه صادق باشیم: &lt;strong&gt;قضاوت کردن، مثل نفس کشیدنه؛ نمیشه انجامش نداد.&lt;/strong&gt; مغز ما یه ماشین تصمیم‌گیریه که از نظر تکاملی برای دسته‌بندی و ارزیابی ساخته شده. حتی کسی که میگه «قضاوت نکن»، داره قضاوت می‌کنه که «قضاوت کردن کار بدیه». پس فرار از قضاوت ممکن نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قضاوت &lt;strong&gt;ابزار بقا&lt;/strong&gt;ست. قضاوت درست ما رو به تصمیم درست می‌رسونه و از خطرات نجات می‌ده. ولی اگه اشتباه به کارش ببریم، تیغ دولبه می‌شه. پس بحث سرِ «نکردن» نیست، بحث سرِ **«مدیریت کردن»**ه.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>از دیکتاتوری حقیقت تا دیکتاتوری خواستن</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/dictatorship-of-truth-vs-wanting/</link><pubDate>Sun, 11 Oct 2026 21:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/dictatorship-of-truth-vs-wanting/</guid><description>&lt;p&gt;ما تحت حکومت دو تا دیکتاتور زندگی می‌کنیم: &lt;strong&gt;دیکتاتوری حقیقت&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;دیکتاتوری خواستن&lt;/strong&gt;. یکی از سمت مغز می‌آد، اون یکی از سمت قلب.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعضی‌ها — بیشتر از جنس منطق‌گراها و راست‌ها — به سمت دیکتاتوری حقیقت می‌رن. بعضی‌های دیگه — بیشتر از جنس آرمان‌گراها و چپ‌ها — به سمت دیکتاتوری خواستن. ولی هیچ‌کدوم از اینا برچسب نیست؛ یه گرایشه که توی همه‌ی فکرها می‌شه دیدش.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی واقعیت اینه که ما باید بین این دو تا دیکتاتور به توافق برسیم. آزادی، دقیقاً همون فضای بین این دو دیکتاتوره — فضایی که ما می‌تونیم توش حرکت کنیم و به هر کدوم نزدیک یا دور بشیم.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>مطالبه‌گری یا سازندگی؟</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/demanding-vs-building/</link><pubDate>Sun, 11 Oct 2026 20:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/demanding-vs-building/</guid><description>&lt;p&gt;در زندگی اجتماعی، به نظرم یک دوگانه‌ای وجود داره که این دو، مکمل همدیگه هستن؛ ولی گاهی اندازه‌ی یکی بیشتر از اون یکی می‌شه و تعادل رو به هم می‌زنه. این دوگانه، &lt;strong&gt;مطالبه‌گری&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;سازندگی&lt;/strong&gt;ه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مطالبه‌گری&lt;/strong&gt; یعنی حق‌مون و خواسته‌هامون رو از دیگران و جامعه و حکومت و&amp;hellip; بخوایم و پیگیرشون باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سازندگی&lt;/strong&gt; یعنی خودمون برای اهداف شخصی و اجتماعی‌مون تلاش کنیم و بسازیم. هم برای خودمون مفید و سازنده باشیم، هم برای جامعه و دیگران.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>استانداردِ استاندارد داشتن</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/standard-of-having-standards/</link><pubDate>Sat, 10 Oct 2026 19:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/standard-of-having-standards/</guid><description>&lt;p&gt;همه‌ی ما برای انتخاب‌هامون و زندگی، استانداردهایی داریم. با همین استانداردهاست که چهارچوبِ روابط، کار، و انتخاب‌های روزمره‌مون رو تعیین می‌کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما همین «استاندارد داشتن»، خودش قواعدی داره. اگه این قواعد رو رعایت نکنیم، استانداردمون از یک «ابزارِ انتخاب» تبدیل می‌شه به یک «توهمِ فلج‌کننده». توی این پست، همون قواعد رو ساده و صمیمی مرور می‌کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;h2 id="استاندارد-چیه"&gt;استاندارد چیه؟&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استاندارد = معیاری که ما برای انتخاب، رفتار، یا رابطه تعریف می‌کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description></item><item><title>پیاز تفکر: یه مدل ذهنی برای فهم تفاوت‌ها</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/onion-of-thought/</link><pubDate>Fri, 09 Oct 2026 23:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/onion-of-thought/</guid><description>&lt;p&gt;ما آدم‌ها افکار، عقاید و مدل‌های ذهنی مختلفی داریم. هر کسی از یه جا به دنیا نگاه می‌کنه و بر اساس همون نگاه، فکر می‌کنه، قضاوت می‌کنه و موضع می‌گیره. ولی به نظرم یه چارچوب ذهنی رایج وجود داره که می‌شه با اون خیلی از افکار و نظرات رو بهتر تحلیل کرد. من به این چارچوب می‌گم &lt;strong&gt;پیاز تفکر&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افکار و عقاید مختلف هم مثل یه پیاز می‌مونن: یه مرکز دارن، و لایه‌هایی که تا پوست پیاز کشیده شدن. اسمش رو گذاشتم پیاز، چون پیاز هم مثل تفکر، لایه‌لایه‌ست — از یه هسته‌ی مرکزی شروع می‌شه و لایه‌های بیرونی، هر چی دورتر می‌شن، نازک‌تر و شکننده‌تر. تازه، پیاز اگه لایه‌هاش رو بکنی، دیگه پیاز نیست. تفکر هم همین‌طوره: بدون هسته، فقط یه سری لایه‌ی بی‌ربطه.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>هر حقی حدی دارد</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/every-right-has-a-limit/</link><pubDate>Fri, 09 Oct 2026 18:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/every-right-has-a-limit/</guid><description>&lt;p&gt;ما در مورد حقیقت و حق و باطل خیلی با هم حرف می‌زنیم. ولی به نظرم یک نکته که خیلی وقت‌ها از نظرمون پنهان می‌مونه اینه که هر حقی اندازه و حدی دارد و خارج از آن چارچوب تبدیل به باطل می‌شود. با درک این مفهوم می‌تونیم خیلی از افراط‌ها و تفریط‌ها رو درک کنیم و ازشون جلوگیری کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلاً بعضی وقت‌ها افرادی که زمین بزرگی داشتند و به کسی نشان می‌دادند، به طرف مقابل می‌گفتند که آنجا تا چشم کار می‌کند برای منه و برای زمینشون چهارچوب یا محدوده در نظر نمی‌گرفتند. ولی همانطور که هر زمینی حد و مرزی دارد، هر حقی هم حدی دارد. ما حق نامحدود نداریم.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>از مثلث تا چهارضلعی: نقش «نامسئول» به‌عنوان ضلع چهارم مثلث درام</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/drama-triangle-fourth-side/</link><pubDate>Fri, 09 Oct 2026 17:38:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/drama-triangle-fourth-side/</guid><description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مثلث درام&lt;/strong&gt; (Drama Triangle) را روانشناس &lt;strong&gt;استیون کارپمن&lt;/strong&gt; در سال ۱۹۶۸ معرفی کرد. این مدل سه نقش مخرب را توصیف می‌کند که در تعارض‌های انسانی مدام جایشان عوض می‌شود: &lt;strong&gt;جلاد (Persecutor)&lt;/strong&gt;، &lt;strong&gt;نجات‌دهنده (Rescuer)&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;قربانی (Victim)&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;h2 id="سه-نقش-اصلی"&gt;سه نقش اصلی&lt;/h2&gt;
&lt;h3 id="۱-جلاد-persecutor"&gt;۱. جلاد (Persecutor)&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;جلاد با &lt;strong&gt;انتقاد، سرزنش و کنترل&lt;/strong&gt; قدرت خود را حفظ می‌کند. او مسئولیت را به گردن دیگران می‌اندازد، همدلی کمی دارد و با لحن سخت، ناتوانی درونی‌اش را می‌پوشاند. در مدل کارپمن، جلاد در جایگاه «بالا» قرار می‌گیرد و با تحقیر دیگری، درستی خود را تأیید می‌کند.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>ولخرجی یا ولجمعی؟</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/wasteful-spending-or-wasteful-hoarding/</link><pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/wasteful-spending-or-wasteful-hoarding/</guid><description>&lt;p&gt;توی زندگیمون اکثراً در مورد بدی ولخرجی شنیدیم و اینکه چقدر بده و می‌تونه به زندگی و آینده ما آسیب بزنه. یعنی پیش‌فرض خیلی‌هامون اینه که تا جایی که می‌تونیم جمع کنیم و تا جایی که می‌تونیم تو کارهای غیرضروری خرج نکنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در عین اینکه ولخرجی و اسراف و هدر دادن منابع خیلی بده و باید از منابعمون به بهترین شکل استفاده کنیم و هزینه فرصت‌هامون رو کاهش بدیم، بنظرم خیلی وقت‌ها ما در کنار ولخرجی یک چیزی هم داریم بنام &lt;strong&gt;ولجمعی!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description></item><item><title>پیچیدگی بیش از حد (Overcomplexity)</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/overcomplexity/</link><pubDate>Sat, 29 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/overcomplexity/</guid><description>&lt;p&gt;توی تفکر سیستمی یک بحث داریم به نام &lt;strong&gt;پیچیدگی بیش از حد&lt;/strong&gt; یا &lt;strong&gt;Overcomplexity&lt;/strong&gt;. تفکر سیستمی ذاتاً با پیچیدگی کار داره ولی گاهی اوقات ما به آن سطح از پیچیدگی که استفاده می‌کنیم نیاز نداریم و با مدل‌های ساده‌تر هم میشه به دقت و نتیجه مطلوب رسید. پس ما باید میان مدل و هدفمون تناسب داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو تا مثال می‌زنم که بهتر جا بیفته:&lt;/p&gt;
&lt;hr&gt;
&lt;h3 id="۱-مثال-فیزیک-کلاسیک-و-فیزیک-جدید"&gt;۱. مثال فیزیک کلاسیک و فیزیک جدید&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;ما توی فیزیک کلاسیک قوانینی داریم که خیلی جامع و دقیق نیستن ولی توی اکثر کاربردها و نیازهای روزمره و حتی حرفه‌ای ما کافی هستن و دقت لازم رو به ما میدن.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>حباب «به شما ربطی ندارد»</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/its-none-of-your-business/</link><pubDate>Thu, 02 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/its-none-of-your-business/</guid><description>&lt;p&gt;یکی از حباب‌های حق رایج که اغلب به کار می‌بریم، حباب &lt;strong&gt;«به شما ربطی ندارد»&lt;/strong&gt; است. ما خیلی وقت‌ها از این سپر دفاعی برای محافظت از حریم شخصی خودمان استفاده می‌کنیم و در بسیاری موارد هم حق داریم؛ این سپر خوبی برای جلوگیری از افراد بی‌ادبی است که به حریم شخصی دیگران سرک می‌کشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما اگر وارد این حباب شویم و کلاه خودمان را قاضی کنیم، باید بپرسیم: آیا درون این حرف حق، محتوای درستی نهفته است؟ یا نکند حرف اشتباهی را در زرورقِ «به شما ربطی ندارد» پیچیده‌ایم؟&lt;/p&gt;</description></item><item><title>حباب‌های حق</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/truth-bubbles/</link><pubDate>Thu, 02 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/truth-bubbles/</guid><description>&lt;p&gt;برای ما، خسوف و کسوف پدیده‌هایی شگفت‌انگیزند؛ اما گاهی با خود می‌اندیشم: آیا در زندگی و تفکر ما هم چنین اتفاقی می‌افتد؟ آیا ممکن است یک «حق» همچون خورشیدگرفتگی، حق دیگری را بپوشاند؟ یا خودخواهی ما مانند ماه‌گرفتگی، مانع دیدن حقیقت شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید بتوان «حق» را به حباب‌هایی تشبیه کرد که برای دفاع از خود می‌سازیم. اما پرسش اینجاست که آیا همیشه درون این حباب‌ها حقیقتی ناب نهفته است، یا گاهی دروغ و ناحقی پشت آن پنهان می‌شود؟&lt;/p&gt;</description></item><item><title>دیپلم دارم یا داشتم؟</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/diploma-do-i-have-it/</link><pubDate>Sun, 28 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/diploma-do-i-have-it/</guid><description>&lt;p&gt;خیلی وقت‌ها ما وقتی مدرکی می‌گیریم، تا سال‌ها به آن افتخار می‌کنیم و آن را به فهرست دستاوردهای خود اضافه می‌کنیم. اما پرسش مهم این است: آیا آن مدرک را واقعاً با یادگیری و فهم عمیق به دست آورده‌ایم یا فقط کاغذی دریافت کرده‌ایم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع اصلی اینجاست که دانش و مهارت‌های مربوط به آن مدرک را تا چه مدت بعد از فارغ‌التحصیلی به یاد داریم. فرض کنید دیپلم یا لیسانس گرفته‌ایم؛ اگر پنج سال بعد دوباره همان امتحان را از ما بگیرند، آیا باز هم نمره‌ی قبولی می‌گیریم؟&lt;/p&gt;</description></item><item><title>وقتی بیکاری...</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/when-you-are-free/</link><pubDate>Mon, 11 Jan 2021 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/when-you-are-free/</guid><description>&lt;p&gt;وقتی بیکاری فکر کن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری یاد بگیر&lt;br&gt;
وقتی بیکاری یاد بده&lt;br&gt;
وقتی بیکاری قدم بزن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری سفر کن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری کتاب بخوان&lt;br&gt;
وقتی بیکاری کتاب بنویس&lt;br&gt;
وقتی بیکاری تفریح کن&lt;br&gt;
وقتی بیکار برنامه‌ریزی کن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری کارهایت را بسنج&lt;br&gt;
وقتی بیکاری با خدا درد و دل کن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری از خودت انتقاد کن&lt;br&gt;
وقتی بیکاری پیشنهاد یا ایده‌ای به خود بده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه اینکه&amp;hellip; هیچ‌وقت بیکار نباش!&lt;/p&gt;
&lt;hr&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;۲۲ دی ۱۳۹۹&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;</description></item><item><title>اولین نوشته من</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/first/</link><pubDate>Sat, 22 Jul 1995 00:00:00 +0000</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/first/</guid><description>&lt;p&gt;سلام! این اولین پست وبلاگ فارسی من است.&lt;/p&gt;</description></item></channel></rss>