<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"><channel><title>تفکر-سیستمی on بهزاد شکوری</title><link>https://behzadshakouri.ir/tags/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C/</link><description>Recent content in تفکر-سیستمی on بهزاد شکوری</description><generator>Hugo</generator><language>fa-IR</language><lastBuildDate>Fri, 09 Oct 2026 23:00:00 +0330</lastBuildDate><atom:link href="https://behzadshakouri.ir/tags/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>پیاز تفکر: یه مدل ذهنی برای فهم تفاوت‌ها</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/onion-of-thought/</link><pubDate>Fri, 09 Oct 2026 23:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/onion-of-thought/</guid><description>&lt;p&gt;ما آدم‌ها افکار، عقاید و مدل‌های ذهنی مختلفی داریم. هر کسی از یه جا به دنیا نگاه می‌کنه و بر اساس همون نگاه، فکر می‌کنه، قضاوت می‌کنه و موضع می‌گیره. ولی به نظرم یه چارچوب ذهنی رایج وجود داره که می‌شه با اون خیلی از افکار و نظرات رو بهتر تحلیل کرد. من به این چارچوب می‌گم &lt;strong&gt;پیاز تفکر&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افکار و عقاید مختلف هم مثل یه پیاز می‌مونن: یه مرکز دارن، و لایه‌هایی که تا پوست پیاز کشیده شدن. اسمش رو گذاشتم پیاز، چون پیاز هم مثل تفکر، لایه‌لایه‌ست — از یه هسته‌ی مرکزی شروع می‌شه و لایه‌های بیرونی، هر چی دورتر می‌شن، نازک‌تر و شکننده‌تر. تازه، پیاز اگه لایه‌هاش رو بکنی، دیگه پیاز نیست. تفکر هم همین‌طوره: بدون هسته، فقط یه سری لایه‌ی بی‌ربطه.&lt;/p&gt;</description></item><item><title>پیچیدگی بیش از حد (Overcomplexity)</title><link>https://behzadshakouri.ir/posts/overcomplexity/</link><pubDate>Sat, 29 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate><guid>https://behzadshakouri.ir/posts/overcomplexity/</guid><description>&lt;p&gt;توی تفکر سیستمی یک بحث داریم به نام &lt;strong&gt;پیچیدگی بیش از حد&lt;/strong&gt; یا &lt;strong&gt;Overcomplexity&lt;/strong&gt;. تفکر سیستمی ذاتاً با پیچیدگی کار داره ولی گاهی اوقات ما به آن سطح از پیچیدگی که استفاده می‌کنیم نیاز نداریم و با مدل‌های ساده‌تر هم میشه به دقت و نتیجه مطلوب رسید. پس ما باید میان مدل و هدفمون تناسب داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو تا مثال می‌زنم که بهتر جا بیفته:&lt;/p&gt;
&lt;hr&gt;
&lt;h3 id="۱-مثال-فیزیک-کلاسیک-و-فیزیک-جدید"&gt;۱. مثال فیزیک کلاسیک و فیزیک جدید&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;ما توی فیزیک کلاسیک قوانینی داریم که خیلی جامع و دقیق نیستن ولی توی اکثر کاربردها و نیازهای روزمره و حتی حرفه‌ای ما کافی هستن و دقت لازم رو به ما میدن.&lt;/p&gt;</description></item></channel></rss>